مقام رضا

رضا

کتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 377

نویسنده: آیت الله جوادى آملى

مرحله «رضا» براى سالکان کوى حق، آن است که انسان سالک به جایى برسد که نه تنها کوشش کند خدا از او راضى باشد بلکه بکوشد او از «قضا و قدر» خدا راضى باشد. بنابراین، رضا بر دو قسم و هر دو قسم نیز از منازل سیر و سلوک است:

قسم اول آن است که انسان بکوشد خدا از او راضى باشد؛ یعنى، با انجام واجب و ترک حرام به جایى برسد که خدا از او راضى و خشنود باشد که در این صورت گرفتار قهر خدا نخواهد شد.

قسم دوم آن است که انسان بکوشد از قضا و قدر الهى راضى باشد؛ یعنى هر چه خدا انجام مى‏دهد او بپسندد و به آن رضا بدهد و این مقام، مهم است. البته مرحله اول براى هر انسانى لازم است؛ اما کسب مرحله و مقام دوم مقدور همه نیست.

در سیره و سنت حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم آمده است که در همه زندگیش هرگز «اى کاش» نگفت:

«لم یکن رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول لشی‏ء قد مضى: لو کان غیره» (1)

زیرا همه گفتار و رفتارش مطابق قضاى الهى تنظیم مى‏شد و این مقام کامل رضاست؛ و چون وجود مبارک آن حضرت اسوه سالکان است، برخى عارفان در هفتاد سال زندگى خود همان راه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را پیمودند و در همه این مدت پر برکت در باره چیزى که اتفاق مى‏افتاد «لیته لم یکن» ، و در باره چیزى که اتفاق نمى‏افتاد «لیته کان» نمى‏گفتند:

عن عارف عمر سبعین سنة

«یا لیت لم تقع» ولا لما ارتفع

أن لم یقل رأسا لأشیا کائنة

مما هو المرغوب «لیته وقع» (2)

چنین سیره و سنتى که در زندگى معصومان ( علیهم السلام) و شاگردان و رهروان آنا مشاهده مى‏شود مبتنى بر این اساس مرصوص معرفتى است که چون مى‏دانستند خدا حکیم محض است و همه کارهایش، بر اساس عدل، حکمت و رحمت است.

ذات اقدس خداوند در سوره مبارکه «حدید» حقیقت زهد را که زمینه نیل به مقام رضاست بازگو کرده، مى‏فرماید: همه مقدرات، قبل از تحقق در جهان عینى، در کتاب آسمانى و الهى تنظیم شده است:

«لکیلا تأسوا على ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتکم» (3)

تا شما نسبت به آنچه از دستتان مى‏رود یا مصیبتى که دامنگیرتان مى‏شود اظهار افسوس و رنج نکنید و براى امور دنیوى که به شما مى‏رسد خوشحال نباشید. «فرح» در برابر رخدادهاى گوارا و «افسوس» در مورد فقدان چیزهاى گوارا روا نیست و کسى که بر اثر معرفت از معبر زهد گذشت و به مقام رضا رسید، در هر دو حال مزبور به کار خدا راضى است و این رضا نتیجه «محبت» و محبت، ثمره معرفت است. کسى که خدا را به عنوان مبدأ حکمت و رحمت بشناسد، به او دل مى‏سپارد و در پیشگاهش سر مى‏ساید و این سرساییدن و دل سپردن محبت است و یکى از ثمرات این محبت، رضاست.

قرآن کریم از سالکانى که به این مرحله بار یافته‏اند چنین تعبیر مى‏کند:

«رضى الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشى ربه» (4)

کسى که از خدا «خشیت» داشته باشد، به جایى مى‏رسد که خدا از او و او هم از خدا راضى است. خشیت هم محصول علم و معرفت است:

«إنما یخشى الله من عباده العلماء» (5)

/ 0 نظر / 10 بازدید