نماز; نردبان آسمان

نماز; نردبان آسمان
پدید آورنده :  آیة الله العظمی سید رضا بهاءالدینی  ، صفحه 5

<?xml version="1.0" encoding="utf-16"?>

«واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین; از صبر و نماز یاری جوئید; (و با استقامت و مهار هوس های درونی و  توجه به پروردگار، نیرو بگیرید;) و این کار، جز برای خاشعان، گران است » . (1)

بشر در سازندگی نفوس و تحول آن به نفوس الهی و در طریق تکامل در راه حق و قرب به خدای تعالی، به دو نیرو باید استعانت  جوید و از آنها یاری طلب کند: یکی نیروی جاذبه و دیگری نیروی دافعه; یعنی «صبر» و «صلات » . صبر برای مالکیت بر هوا و هوس  و نفس اماره است . انسان به وسیله صبر باید تهذیب شود و از شرور و دعوت ها و نداهای شیطانی - چه شیطان داخلی و چه  شیطان خارجی - تخلیه پیدا کند و در مقابل محرمات الهی و سختی طاعت، صابر باشد . انسان باید در مسیر قرب الهی باصبر و  صلات حرکت کند .

معراج مؤمن

صلات، جاذب نفوس انسانی است . صلات، معراج مؤمن است و این معراجیت صلات، معراجیت واقعی است . ولی چرا نفوس عروج  پیدانمی کنند؟ چرا به سوی الله حرکت نمی کنند؟ چرا به خدای تعالی تقرب پیدا نمی کنند؟ چگونه است که هم نماز می خواند،  هم قلدری، سفاکی و سبعیت می کند؟ !

این، برای این است که نمازش صادقانه نیست . اگر نماز صادقانه بود، عروج دارد . دروغ بافی، آدم را به جایی نمی رساند . «ایاک  نعبد و ایاک نستعین » ; یعنی من به حق تعالی، عبودیت محض دارم، تسلیم هوای نفس نیستم، تسلیم شیطان نیستم . منتهای  حرکت انسان این است که به هیچ موجودی وابسته نباشد و فقط به حق تعالی وابستگی داشته باشد . آزادی نفوس وقتی است که  تمام وابستگی ها به نفوس و ارباب ها را کنار بگذارد و فقط به خدای تعالی وابسته باشد . آزادی نفوس، عبارت از این است که از  خدای تعالی استعانت جوید و از احدی جز خدای تعالی، طلب نصرت نکند . منتهای کمال بشر این است که این مقام را پیداکند . وقتی این مقام را پیدا می کند که راستگو باشد . در نماز امام زمان (عج)، تکرار «ایاک نعبد و ایاک نستعین » ، برای این است که  عروج پیدا کنید; ولی اگر صد تا دروغ گفتید سقوط پیدا می کنید!

عظمت نماز

«و انها لکبیرة الا علی الخاشعین » . خدای تعالی می فرماید: نماز، کار بزرگی است . گمان نکنید کار آسانی است . عظمت نماز به  پیکره نماز نیست; به این نیست که اولش تکبیر و آخرش تسلیم و دارای افعال واقوال و اذکار و قیام و قعود است . این را بچه های  شش ساله هم انجام می دهند . صلات، کبیر است، چون برای توحید و اخلاص در عبودیت است، وگرنه انسان صد سال هم که نماز  بخواند، مشرک است . عروج بشر در مرتبه توحید عملی و توحید اعتقادی به انقطاع از ماسوی الله و وابستگی به خدای تعالی است . بشر در این مرحله، منتهای عبودیت را طی کرده است و منتهای تکامل را پیدا کرده است . انبیا که در برابر این جهان پرآشوب،  نهضت کردند، به خاطر این بود که این جهت را تکمیل کرده بودند و اتکایشان به خدای تعالی بود و غیر خدا را پرستش نکردند . چون آن مقام قرب الهی را پیدا کرده بودند، احیا و اماته می کردند . شما هم اگر آن مقام را پیدا کنی، می توانی احیا و اماته کنی .

این وسیله ای است برای عروج بشر، ولکن ما از آن استفاده نمی کنیم . جهان آفرینش - به حسب ماده و آفرینش - که انبیا از آن  استفاده می کردند، برای همه یکسان است . یعنی شما هم می توانی، آن طور که انبیا استفاده کردند، استفاده کنی; ولی همت شما  ضعیف است . وقتی در ماکولات و مشروبات بی چاره باشی، در تشریفات بی چاره باشی، همان جا می مانی . توحید، عبودیت خدای  تعالی و انقطاع از ماسوی الله است . اگر بشر به این مرحله برسد - که تکامل، رسیدن به این مرحله

است - از چیزهای دیگر صرف نظر می کند . اگر بشر با کلمه توحید آشنا شود تمام اختلافات شرق و غرب تعطیل می شود، اگر  کلمه توحید در بین اجتماع پیاده شود، تمام خیانت ها تعطیل می شود . نماز، بزرگ است . خیلی مشکل است آدم به آن نمازی که  خدا می خواهد موفق شود و آثار، مال همان نماز است .

عذاب الهی

خدای تعالی اگر تمام نعمت هایش را از عالم بگیرد، همه در یک لحظه سقوط پیدا می کنند، تمام موجودات نابود می شوند و زمین  مورد عذاب الهی واقع می شود و این عذاب، ظلم از جانب خدا نیست، چون می گوید: تا به حال تو را اداره کردیم، هوا، غذا، آفتاب،  گندم، همه چیز دادیم، الآن نمی خواهیم بدهیم . این، عذاب است، نه این که چماق بر سر انسان بزنند . آنها که از خدا می ترسند،  عذاب الهی را حس می کنند . عذاب خدا از تمام شکنجه ها و تبعیدها مشکل تر است . با عذاب خدا، آدم یک دقیقه هم حیاتش  استمرار پیدا نمی کند . خدا همه را موفق کند که آگاه شوند و از صلات و از مکتب اسلام کمال استفاده را بکنند و به قرب الهی نایل  شوند .

بلا، زمینه تکامل

اگر کسی بخواهد از نفوس بشری به نفوس الهی و از نفوس ناری به نفوس نوری حرکت کند و به آن برسد و به تربیت های الهی  تربیت شود، باید به صبر و صلات استعانت جوید . باید در برابر بلا و حوادث جهانی صابر باشد، که

حضرت علی (ع) می فرماید: «دار بالبلاء محفوفة » (2) ; دنیا جهانی است که در محاصره بلاست . هیچ کس از حوادث جهان، مصون  نیست و راهی جز صبر و تحمل در برابر بلا ندارد . در روایات شریفه آمده است که: «انا معشر الانبیاء اسرع شی ء البلاء الینا، ثم  الامثل فالامثل من الناس » (3) ; بلا، اول سراغ دوستان خدا می رود . بشر اگر صابر باشد، بلا سازنده اوست . رفاه، سازنده نیست . وقتی که راه برای انسان باز باشد و افکار او راحت باشد، ساخته نمی شود . اگر انسان در برابر بلا صابر باشد، این صبر سازنده است،  از او انسان درست می کند . از صبر و تحمل در برابر بلایا، تجربیات علمی برای او پیدا می شود و بسیاری از مشکلات برای او حل  می شود . باید به صبر و صلات متوسل شد .

نماز و توحید

نماز، کبریایی و عظمتی دارد . خدای تعالی، نماز را به عظمت توصیف می کند . نماز با عظمت است، ولی نه نماز ما، بلکه نماز  معراجی; نمازی که ناهی از فحشاست; نمازی که مقرب انسان های باتقواست . الآن نمازخوان خیلی زیاد است، ولی نمازی که در آن  عبادت خالصانه حق باشد، نمازی که در آن توحید باشد، کم است . آزادی نفوس به این است که موحد باشند . درباره پیغمبر خدا  آمده است: «لایخشون احدا الا الله » . (4) اثر نماز این است که از هیچ موجود و صاحب قدرتی، وحشت ندارد و خشیت آنها منحصر به  خشیت الهی است . فقط از خدا می ترسند . به همین جهت، در برابر این جهان پرآشوب یک تنه قیام کردند . اگر به توفیق الهی  موفق شوی، باید از این نماز، توحید خالص پیدا کنی . از غیر خدا استعانت نجویید! از غیر خدا نترسید اگرچه دشمن توپ و تانک  داشته باشد . چون تمام توپ و تانک ها از حیطه قدرت خدا خارج نیست .

پرواز انسان

نماز، منتهای عروج و کمال بشریت است . عروج بشر این است . نه آن که مثل فضانوردان به فضا بروی و آسمان ها را ببینی . اگر در  همین جا، به جایی رسیدی که غیر خدا را عبادت نکردی; نه هوا و هوس خود را پرستش کردی و نه هواو هوس دیگران را، اگر از  شیطان خود و از شیطان دیگران محفوظ بودی و فقط تکیه گاهت در عبودیت، حق تعالی بود، این صلات کبیر است و شما را به  جایی می برد که از تمام نفوس بشری بی نیاز می شوید و فقط به حق تعالی احتیاج دارید . به وسیله این نماز، آگاهی هایی برای انسان  پیدا می شود .

نماز برای این است که شما را پرواز دهند . چه کنیم که می گویید: ما این جا می خواهیم مشغول چلوکبابمان باشیم؟ ! تو بالاتر از  این حرف ها هستی که اسیر چلوکباب باشی! تو باید از این پروازی که انبیا و اولیا و اوصیا و صلحا دارند، سهمی داشته باشی; گمان  نکن که آن پرواز، اختصاص به آنها دارد! ما هم اگر بنده خالص خدا شویم، دست از تشریفات برداریم، دست از شرکمان برداریم و  دست از این بت پرستی برداریم، می توانیم از این پرواز سهمی داشته باشیم . گمان نکنید فقط اهل مکه بت پرست بودند . ما هم اگر  بندگی هوا و هوس را بکنیم، بت پرستیم . منتها بت ما، هوا و هوس ماست .

پیغمبراسلام فرمود: «قرة عینی فی الصلوة » (5) ; نماز نور چشم من است . آن صلات، صلات معراجی پیغمبر خداست، با آن صلات،  در برابر شرق و غرب ایستاد و گفت: اگر ماه را در یک دستم و خورشید را در دست دیگرم قرار دهند، دست از حرف هایم  برنمی دارم . برای این که شما جاهلید، یک مشت کودک هستید، نسبت به حقایق اسلام نابالغید . همین که آدم صدساله شد،  معلوم نیست بلوغ پیدا کند . بلوغ به این است که به حقایق اسلام آگاهی پیدا کند . حقایق اسلام، تبلیغاتی نیست، بلکه واقعی است . هرکس به این حقایق نایل شد، متوجه می شود که گوهری که دنبال آن می گشته است همین است .

خاشعان

ایمان معنایش این است که مؤمنان از خدا می ترسند، از غیر خدا نمی ترسند . آنها متوجه اند . ولی ما از خدا نمی ترسیم، چون خبر  نداریم عذاب او چگونه است . عذاب خدا، عذابی است که تمام عذاب های دنیا یک نمونه از آن نیست . عذاب خدا در عین این که  عذاب است، ظلم نیست . خدا می گوید من برکاتم را از شما برداشتم،

بروید دنبال کارتان . نه خورشیدی، نه ماهی، نه هوایی، نه دریایی، نه عقلی، نه چشمی، نه دستی . . . اگر همه چیز از انسان گرفته  شود، چه می شود؟ اگر یک چشم یا دستت درد بگیرد، همه جا را به هم می ریزی . معنای عذاب الهی این است که خدا رحمتش را  به کلی از انسان بردارد . مگر این قابل تحمل است؟ همان لحظه جهان به هم می ریزد .

خاشعان کسانی هستند که به معاد معتقدند و می دانند بعد از این نشئه در نشئه ای دیگر، دار جزاست . آن جادار حساب است . حرکت چشم هم شاید مورد حساب باشد . مگر می شود بی حساب باشد؟ اگر حساب باشد، آدم خیلی حواسش را جمع می کند . اگر می بینید صبح تا به شام برخی افراد، یا دروغ است، یا غیبت و یا تهمت، به خاطر این است که نمی ترسند، نمی فهمند خدایی  هست . اگر بفهمد فردا یکایک اعمالش مورد مؤاخذه است که: چرا غیبت دیگران را کردی؟ چراتهمت زدی؟ چرا آبروی کسی را  بردی؟ کنترل می شود . خوفی که از دستگاه خدا پیدا می شود، از تمام جهان پیدا نمی شود . (6)

پی نوشت ها:

1) «از صبر و نماز یاری جوئید; (و با استقامت و مهار هوس های درونی و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید;) و این کار، جز برای  خاشعان، گران نیست .» بقره (2) آیه 45 .

2) نهج البلاغه، خطبه 226 .

3) از میان همه پدیده های جهان، آن که بیش از همه به سوی ما شتاب می گیرد، بلاست . و پس از ما نیز چنین است حال نیکان  مردم، به ترتیب درجه و رتبه ایشان .» پیامبراکرم (ص)، بحارالانوار، ج 12، ص 311 .

4) «ازهیچ کس جز خدا بیم نداشتند .» احزاب آیه 39 .

5) میزان الحکمه، ج 5، ص 367 .

6) درس سی و سوم و سی و چهارم از مباحث اخلاقی فقیه و عارف فقید، با تدوین و ویرایش اکبر اسدی که به مناسبت تقارن  اربعین آن فرزانه با ویژه نامه نماز، تقدیم شده است .

/ 0 نظر / 8 بازدید